تبلیغات
ღ♥ღ only korea ღ♥ღ - خلاصه...
ღ♥ღ only korea ღ♥ღ

از سیر تا پیاز کره ای ها

سلام به همه...

اومدم که خلاصه  رو واستون بذارم...

پس برید ادامه...

داستان رسید به اونجا که مامان بابای سوکی گذاشتن و رفتن...

سوکی هم اومد که یه مهمونی را بندازه ...

  1. خودش
  2. این دوستش
  3. اون دوستش

قرار هم بود که  هیچ دختری تو مراسم نباشه...

سوکی خریداش رو کرد و وقتی برگشت که بره دید یه بچه تو سبدشه

خلاصه این در اون در ... مامان بابای بچی رو پیدا نکرد...

وقتی هم که بچه و عکس بچگی های خودش رو مقایسه کرد دید باهم مو نمیزدن...

اها راستی توی سبد یه نامه هم بود که نوشته بود  : بهتره باباش ازش نگهداری کنه...

سوکی هم فک کرد خبری ه ه ه  و بچه مال خودشه...

واسه همین هم رفت سراغ دوست دختر های قبلیش و به همه ی اون هزار تا دختر گفت : این بچه مال تو نیست؟

همه ی اون هزار تا دختر هم کم لطفی نکردن و لگد زدن تو گوشش..

 دیگه تا اینجا بسته...

برید و نظر بدین...!

 


نوشته شده در دوشنبه 1 شهریور 1389 ساعت 05:30 ب.ظ توسط ارکیده نظرات |


كد قالب جدید قالب های پیچك